پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
214
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
خرّاز نخست همه تصوّرات مكانيى را كه كلمهء قرب به ذهن القا مىكند كنار مىزند . متون قرآنى راجع به موسى ( ع ) ما را به اين انديشه فرا مىخواند كه نزديك شدن به خدا به معنى منظور نظر شدن اوست ، و با ابتداء به اين مفهوم است كه خرّاز به بحث در اين مسئله مىپردازد . در عبارتى مىگويد : « المقرّب . . . كانّه منظور اليه » : ( آن كه نزديك اوست ، يعنى كسى كه تجربهء قرب را مىگذراند ، در حقيقت ، گويى متعلّق نظر الهى است ) . كلمهء « گويى » ( كانّه ) نشان مىدهد كه او كاملا چنين نيست ، زيرا نظر خدا نظرى دگرگون كننده است ، چندان كه اگر مستقيما ( على الكشف ) بر او بيفتد ، او را نابود خواهد كرد ، چنان كه كوه سينا از نگاهى كه خدا بر آن افكند خرد شد ( فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا ، اعراف ، 143 ) . از اين رو ، خدا « از پس حجابى » به اولياء خود مىنگرد ، و به يمن اين حجاب ، « قويترين آنها » از او « فوايد » ىروحانى مىگيرند كه آنها را نابود نمىكند ، بلكه از درون دگرگون مىكند . اين معنى با « وجد » آغاز مىشود كه آن را به « extase » ( عمل از خود بيرون شدن ) ترجمه مىكنند و در حقيقت « instase » است نه « extase » : زيرا وجد نخست بيرون شدن از خود نيست ، بلكه در خود فرو رفتن براى يافتن ( وجد ) كلام خدا و به وجد آمدن از آن است . « وجد » يافتن است و آنچه در آغاز ، با نزديك شدن به خدا ، مىيابند آرامش و سكوت « همهء حواس » در توجّه كامل به خداست . آن گاه منزل « دهشت » از پى مىآيد ؛ در اين منزل روح در بيم آن است كه مبادا خدا حجاب را به يك سو زند و مستقيما به برگزيدهء خود نظر افكند . زيرا خدايى كه « يافته شده » است ذاتى كبريايى است كه شكوهش بيمانگيز است . آن گاه ممكن است صوفى دستخوش « وله » يا وحشتى شود كه روحش را سرگشته كند . حتى قويترين كسانى كه معمولا آرامش خود را حفظ مىكنند به فرياد مىآيند . ديگران ، مخصوصا مريدان ، ضبط خويشتن را از دست مىدهند : بعضى ديگر اشك مىريزند ، فرياد مىكنند ، به اين سو و آن سو مىروند ، مىنالند يا هلهلهء شادى مىكنند ، زيرا از نخستين انوار قرب الهى به هيجان آمدهاند . بنابراين ، منزل دهشت مرحلهء خوف انگيزى است كه حسّاسيّت انسان را مىآزمايد و به همين سبب با برگرفتن نقاب از چهرهء صوفيان غير حقيقى و بازشناختن آنها از كسانى كه به قول خرّاز از همه قويترند ( « الاقوياء » ) نقشى اجتماعى دارد . در منزل بعد ، انسان به دگرگونى درونى خود نزديك مىشود ، زيرا نگاه خدا به او در ريشهء آنچه شخصيّت او را تشكيل مىدهد ، يعنى « ياد » ش ، اصابت مىكند . نه تنها فراموش مىكند كه چه مىتواند از خدا بخواهد يا به چه چيزى حاجت دارد ، بلكه علاوه بر آن ، ياد خدا را هم فراموش مىكند ؛ ديگر نمىتواند خدا را به ياد بياورد تا او را با واسطهء علم بيابد . خدا در